صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 19
  1. #1
    ثبت نام شده
    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    سن
    30
    نوشته ها
    2,841
    تشکر
    0
    تشکر شده 7 بار در 7 ارسال

    نقد آثار نقاشان در این تاپیک

    [align=CENTER][فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ][/align]

    [size=medium]سه زن رومی درحال تماشای بازگشت قایق پارویی قرونوسطایی از فراز قصر هستند. این اثر زیبا حسی از ارتفاع و گرمی آفتاب را در بر دارد. سبک لباس زنان، لبه مرمری و حیوان برنزی همه با جزئیات زیاد پرداخته شده اند. درایجاد صحنه زن ها وسوژه‌ای که در دور دست در پایین آن ها قرار دارد. هنرمند مهارتزیاد خود را با پرسپکتیوی پیچیده به نمایش گذاشته است. آلما تادما نقاشی هلندی بودکه در سال 1870 به انگلستان رفت. تصاویر نئوکلاسیک این هنرمند از زندگی رم باستان،یونان و مصر به شدت محبوب جامعه ویکتوریایی بود. آن تصاویر نشان می دهد که نقاشدارای اطلاعات کافی از باستان شناسی و تاریخ جوامع بوده است. به مناسبت های مختلفآلما تادما برای طراحی صحنه تاتر دعوت می شد که از بهترین آن ها تاتر کریولان اثرسر هنری ایروینگ در سالن تاتر لیکیوم شهر لندن بود.


    ---------------------------------------
    [size=small]عکسها با کمک arman 2 بازگردانده شد![/size]
    [/size]

  2. #2
    ثبت نام شده
    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    سن
    30
    نوشته ها
    2,841
    تشکر
    0
    تشکر شده 7 بار در 7 ارسال

    Re: نقد آثار نقاشان در این تاپیک

    [size=large]سوم ماه مه[/size]
    [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ]

    سوم ماه مه ۱۸۰۸ اثر برجسته فرانسیسکو گویا است که بین سال‌های ۱۸۱۴ تا ۱۸۱۵ و تنها در وقفه‌ای دو ماهه با دوم ماه مه ۱۸۰۸ خلق شده‌است. در این اثر، تیرباران شهروندان مادریدی توسط سربازان امپراطوری فرانسه در خلال سال‌های اشغال اسپانیا به دست ناپلئون به تصویر کشیده شده‌است.

    در اینجا اثری ازفرانسیسکو گویا" نقاش بزرگ اسپانیایی را می بینیم با تابلوی معروفش" سوم ماه مه" (The Third of May) که به قول خودش، سه استاد داشت: ولاسکوئز، رامبراند و طبیعت! ( گویا یک شخصیت انتقالی است که در هیچ رده ی معینی طبقه بندی نمی شود و چند گرایش هنری را به هم ربط می دهد) نمونه ای از اغراق های احساسی را در تابلوی " سوم ماه مه" می بینیم. در این تابلو، گویا برای نمایش عناد، نفرت و وحشت، حالتها و حرکات پیکرها را به نحو شگفت آوری اغراق آمیز کرده است.

    این اثر را به جرات می‌توان اولین نگاره به معنای واقعی کلمه انقلابی نامید. تحولی که در موضوع کار، سبک و نوع نورپردازی به وضوح قابل مشاهده‌است، سال‌ها بعد در کارهای استادانی نظیر ادوار مانه و پابلو پیکاسو تکرار می‌شود. نورپردازی بریده بریده و هدفمند در حضور المان‌هایی نظیر مرگ و وحشت از اصولی است که پابلو پیکاسو در شاهکارش گوئرنیکا در حدود ۱۳۰ سال پس از «سوم ماه مه ۱۸۰۸» استفاده کرده‌است.
    جزئیات اثر


    [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ]

    در سوم ماه مه ۱۸۰۸، گویا برگی از تاریخ را به تصویر کشیده‌است، هنگامی که مردم مادرید در مقابل اشغالگران فرانسوی در دوم ماه مه سال ۱۸۰۸ میلادی به پاخواستند. اما در همان روز و روز بعد، پاسخی سریع و وحشیانه گرفتند. مورخان به کشتار بیش از ۵۰۰۰ نفر از مردم بیگناه در جریان شورش‌های مادرید اشاره کرده‌اند. در سمت چپ کار، گروهی از مردم عادی بر روی خاکِ آغشته با خون و اجساد کشته شدگان زانو زده‌اند و رو به سوی جوخه آتش دارند. گروهی نیز به عنوان تماشاگر تقریباً در مرکز تصویر دیده می‌شوند. آسمانِ کاملاً تاریک و کدر، فضای تیره و غم‌افزای کار را تقویت می‌کند و حسی مرده، عاری از کوچکترین اجزای زندگی می‌دهد. تنها منبع نور صحنه، فانوسی مکعب‌ شکل است که مقابل پاهای سربازان قرار گرفته‌است و صحنه کشتار را روشن می‌کند.

    [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ]

    تمرکز اثر بر مردی است که با پیراهن سفید و شلوار زردرنگ در نیمه چپ کار و در میان محکومین قرار گرفته‌است. نوع نورپردازی و فضای روشن اطراف این فرد باعث می‌شود تا چشم هر بیننده‌ای در وهله اول وی را ببیند. نکته مهمی که در این میان وجود دارد، نحوه قرار گرفتن دستهای مرد محکوم است. گویا به زیبایی انتخاب را به بیننده واگذار کرده‌است تا از میان عجز و لابه برای بخشش تا پذیرا بودن مرگ با آغوش باز، یکی را انتخاب کند. همچنین V شکل بودن دستهای مرد محکوم و تکرار این المان در مردی که دقایقی پیش با گلوله کشته شده‌ و با همان ترکیب روی زمین افتاده‌است، گریزی کوتاه به سمبولیسم دارد.


    [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ]


    در میان محکومین در سمت چپ کار، یک راهب با سری تراشیده دیده می‌شود که دستانش را برای دعا کردن در هم گره زده‌است اما به جای این که دستان وی به سمت آسمان نشانه رود، زمین را می‌بیند. نگاه سنگین راهب به زمین و نحوه قرار گرفتن دستان در هم گره خورده‌اش، بیشتر متوجه ردیف سربازان برای بخشش است تا خداوند. در پشت راهب، مشتی گره کرده دیده می‌شود که در میانه راه برای بالا رفتن قرار دارد. نگاه مرد صاحب مشت خالی از هرگونه حس امید است و اینگونه به نظر می‌آید که وی بالا بردن مشتش را به نشانه اندک مقاومت در مقابل تصمیم این جلادان، کاری عبث و بیهوده می‌داند و در نهایت مردی که دستانش را طوری قرار داده‌است تا حایل صورتش و گلوله‌ها شود، به خوبی مرگ و ترس از آن را نشان می‌دهد

    نگارگر فرانسیسکو گویا
    سال خلق ۱۸۱۴ - ۱۸۱۵ میلادی
    تکنیک رنگ روغن روی بوم
    اندازه‌ها ۲۶۶ × ۳۷۵ سانتیمتر
    مالک: موزه دل پرادو ،مادرید[hr]
    [size=large]مرگ مارا[/size] [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ]

    [size=medium]مرگ مارا (به فرانسوی:‎La Mort de Marat ‏) اثری است در سبک نئوکلاسیک از نقاش چیره دست فرانسوی ژاک لوئی داوید که در سال ۱۷۹۳ میلادی خلق و به یکی از ماندگارترین تصاویر انقلاب کبیر فرانسه تبدیل شد. این نقاشی صحنه قتل ژان پل مارا، از نویسندگان روزنامه تندروی «دوستدار مردم» و از حامیان آشکار حزب ژاکوبین (بزرگ‌ترین و پرقدرت ترین حزب درگیر در انقلاب فرانسه) را نشان می‌دهد.

    مارا به دلیل بیماری پوستی مزمنی که داشت، بیشتر وقت خود را در وان آب سرد می‌گذراند و در همان جا هم به نامه‌ها و کارهای اداری رسیدگی می‌کرد. وی در ۱۳ ژوئیه ۱۷۹۳ در حالی که در حمام خانه اش مشغول نوشتن بود، توسط دختر جوانی به نام شارلوت کوردی، (از اعضای حزب میانه رویِ ژیروندیست) با ضربات چاقو به قتل رسید. بسیاری بر این باورند که مرگ مارا، جرقه‌ای بود برای شعله ور شدن دوره اختناق، قتل و وحشت در فرانسه، موسوم به دوران وحشت (la Terreur).

    این اثر هم اکنون در موزه سلطنتی هنرهای زیبا در بروکسل بلژیک نگهداری می‌شود[/size]

  3. #3
    ثبت نام شده
    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    سن
    30
    نوشته ها
    2,841
    تشکر
    0
    تشکر شده 7 بار در 7 ارسال

    Re: نقد آثار نقاشان در این تاپیک

    [size=medium]ندیمه ها اثر دیه‌گو ولاسکوئز

    [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ]


    دیه‌گو ولاسکوئز (6 ژوئن 1599 – 6 اوت 1660)
    «دیه‌گو ولاسکوئز» نقاش اسپانیایی بوده و مهم‌ترین هنرمند دربار شاه «فیلیپ چهارم»
    به حساب می‌آمده. به کشیدن «پرتره» علاقه خاصی داشته و تقریبا جزء نقاش‌های دوره‌ی
    باروک هم به حساب می‌آمده. سالیان سال در ایتالیا زندگی کرده. در اوایل قرن نوزدهم
    میلادی آثارش جزء نقاشی‌های سبک رئالیسم و امپرسونیسم تلقی می‌شده است.
    «لاس منیناس» یا همان «ندیمه‌ها» از معروف‌ترین آثار
    ولاسکوئز به حساب می‌آید. ابهام این تابلو باعث شده که نقاشان بسیاری در جهان به آن
    فکر کنند و پیکاسو حتی آن را دوباره از نو کشیده و باز آفرینی کرده. به ظاهر سوژه تابلو یکی از بچه‌های ملکه به نام «مارگاریتا» بوده
    اما در واقع این طور نیست. ابهام تابلو این‌جاست که نقاش خودش را هم در تابلو کشیده
    است و آن نقاش سمت چپ تابلو، تصویر خود ولاسکوئز است که دارد به بیننده نگاه
    می‌کند. یعنی به ما. اما، در انتهای اتاق آینه‌ای نصب شده که بر روی آن تصویر شاه و
    ملکه نقش بسته؛ یعنی جای ما، یعنی جای بیننده، انگار که شاه و ملکه ایستاده. با این
    همه، بیننده در نهایت نمی‌تواند تشخیص بدهد که سوژه تابلو چه کسی یا کسانی
    بوده‌اند. مارگاریتا دختر ملکه که اصلا سفارش این تابلو به خاطر او بوده؟ یا خود
    نقاش یعنی ولاسکوئز؟ یا شاه و ملکه؟ یا شاید هم خود ببیننده؟ شاید هم ندیمه‌ها که
    انگار در این تابلو کمتر از همه جلب توجه می‌کنند. «توماس لورنس» تابلوی «لاس
    منیناس» ولاسکوئز را «فلسفه هنر» لقب داده و خیلی‌ها هم معتقدند که ولاسکوئز با این
    تابلو سقوط دربار را پیش‌بینی و شاید هم آرزو کرده.[/size]

  4. #4
    ثبت نام شده
    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    سن
    30
    نوشته ها
    2,841
    تشکر
    0
    تشکر شده 7 بار در 7 ارسال

    Re: نقد آثار نقاشان در این تاپیک

    [size=medium]شام آخر[/size]

    [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ]

    [size=medium]● مشخصات این اثر
    ▪ این نقاشی بر روی دیوار صومعه Santa Maris delle Grazie در نزدیکی شهر میلان ترسیم شده است.
    ▪ گویا این صومعه ، صومعه خانوادگی دوک Lodovico بود و توسط وی برای این نقاشی انتخاب شده بود.
    ▪ این نقاشی دارای ۴۶۰ سانتی متر ارتفاع و ۸۸۰ سانتی متر پهنا است.
    ▪ داوینچی سه سال تمام بر روی این نقاشی کار می کرد و سرانجام آنرا در سال ۱۴۹۸ تکمیل کرد.
    ▪ این نقاشی در قسمت فوقانی دیوار ترسیم می شد بیشتر روزها هنگامی که داوینچی برای نقاشی با وسایلش بالای نردبان می رفت تا هنگامی که رنگ های همراهش به اتمام نرسیده بود پایین نمی آمد. گاهی تا سه شبانه روز بدون آنکه حتی برای خوردن و آشامیدن کار را تعطیل کند لاینقطع نقاشی می کرد.
    ▪ نقل است که نتیجه کار به سرعت محبوب و پر طرفدار شده بود و پادشاه فرانسه آنچنان شیفته این اثر شده بود که دستور داد تا تمام دیوار را به فرانسه منتقل کنند. البته این اتفاق نیافتاد چون با وسایل آن روزگار چنین انتقالی عملا غیر ممکن بود. (البته امروز فقط سایه ای از آن اثر باقی مانده است.)
    ▪این نقاشی آخرین شب زندگی حضرت مسیح را به تصویر می کشد . هنگامی که مسیح به حواریون می گوید که می داند کسی از این جمع به وی خیانت می کند.این نقاشی در واقع عکس العمل این دوازده حواری که در درجات مختلف از ناراحتی و تعجب قرار دارند را نمایش می دهد.
    ▪ یکی از ویژگی های این نقاشی تصویر کردن تمامی حواریون در کنار مسیح و قراردادن یهودا (حواری خائن) در میان سایرین بود. (در نقاشی های قبلی مانند این و این از این مراسم یهودا جدا از سایر حواریون ترسیم می شد.) استدلال دایونچی این بود که فرد خائن چون تا فردای آن شب ناشناس بوده پس دلیلی نداشته که جدا از سایرین قرار بگیرد
    ▪ یهودا(نفر دوم با ریش سیاه در سمت راست حضرت مسیح ) در این اثر تنها کسی است که با حالتی تدافعی خودش را از مسیح دور می کند( به حالت دست های وی دقت کنید) و چهره وی در سایه قرار دارد
    ▪ در پس زمینه سه پنجره ترسیم شده است که نور پردازی صحنه از طریق این سه منبع نوری بتامین می شود، بزرگترین پنجره دقیقا پشت سر حضرت مسیح قرار گرفته است ، به این ترتیب در پشت سر حضرت مسیح که در کانون تصویر قرار گرفته است هاله ای از نور دیده می شود.(مقایسه کنید دقت در نورپردازی این نقاشی را با بسیاری از سریال ها و فیلم های ایرانی که توسط کارگردان های پرمدعا و بی مایه سینما و تلویزیون ساخته می شود و حتی با امکانات امروزی قادر به چنین نور پردازی نیستند)
    ● خسارت های وارده به این اثر
    ▪ در سال ۱۶۵۲ روی این دیوار دری برای کلیسا ساخته شد که دقیقا روی دیواری بود که این نقاشی روی آن ترسیم شده بود باز می شد.(گویا یکی از مسئولین سازمان میراث فرهنگی ایران در آن سال مسئول نگهداری از این اثر بوده است) اثر این تخریب هنوز هم بر این نقاشی باقی است.
    ▪ در سال ۱۷۹۶ اشغال گران فرانسوی سالن این صومعه را تبدیل به اصطبل اسب های سواره نظام کردند. البته ناپلئون به دلیل علاقه شخصی که به آثار داوینچی داشت (نقاشی مونالیزا در اتاق خواب شخصی خودش نگهداری می کرد) دستور اکید داد تا به این اثر کوچکترین آسیبی نرسد. دستوری که زیاد به آن توجه نشد.
    ▪ در سال ۱۸۲۱ از نقاشی به نام Stefano Barezzi خواسته شد تا این نقاشی را از روی دیوار جدا کند و به جای مناسب تری منتقل نماید. این نقاش بعد از آنکه آسیب بدی به قسمت میانی وارد آورد متوجه شد که این کار شدنی نیست.
    ▪ در طول جنگ جهانی دوم با وجود آنکه اطراف این دیوار مورد اصابت بمب های فراوانی واقع شد خوشبختانه خود این دیوار آسیب بیشتری ندید.
    ● برخی نکات درباره این اثر در کتاب Da vinci Code
    ▪ در این اثر یک دست اضافه وجود دارد که به کسی از این جمع تعلق ندارد و در آن کاردی با حالتی تهدید گرانه به سمت یکی از حواریون گرفته شده است(به عکس العمل نفر چهارم در سمت راست حضرت مسیح دقت کنید)
    ▪ بنا بر ادعای کتاب دن براون نفر کناری حضرت مسیح بر خلاف تصور عمومی جان (جوان ترین حواری حضرت مسیح ) نیست بلکه با توجه به ظرافت اندام و حالت دست هایش می توان فهمید که زن است به اعتقاد کتاب مذکور این شخص همان مریم مجدلیه (بنا به ادعای کتاب همسر حضرت مسیح) است.
    ▪ لباس حضرت مسیح و نفر کناری وی (جان یا مریم مجدلیه) معکوس یکدیگر است . یکی پیراهن قرمز و شنل آبی و دیگری شنل قرمز و پیراهن آبی به تن کرده اند)
    ▪ پطروس (سر دوم با ریش سفید در سمت راست حضرت مسیح) دستش را با حالت تهدید گونه به سمت گردن نفر دوم (جان یا مریم مجدلیه)گرفته است انگار وی را تهدید به مرگ می کند
    البته در این کتاب اشتباهاتی هم وجود دارد ولی بقدری مخالفت کلیسا با این اثر زیاد بود و آن را توهین به حضرت مسیح و دین مسیحیت اعلام کردند که کمتر به اشتباهات این اثر درباره داوینچی و آثارش توجه شد. از جمله اشتباهات فاحش این کتاب این است که در بخشی از این کتاب ، سوفی (شخصیت نوه رئیس موزه لوور) با زانو روی نقاشیVirgin of the Rocks فشار می آورد و به این وسیله نگهبان موزه را تهدید می کند که اگر سلاح را کنار نگذارد آن نقاشی را پاره می کند.در حالیکه اصولا چنین کاری غیر ممکن است چون این نقاشی روی چوب کار شده است و نمی شود آن را پاره کرد....... [/size]

  5. #5
    ثبت نام شده
    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    سن
    30
    نوشته ها
    2,841
    تشکر
    0
    تشکر شده 7 بار در 7 ارسال

    Re: نقد آثار نقاشان در این تاپیک

    نگهبان شب و نگهبان شب 2 دقیقه بعد
    [size=medium]

    [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ]
    [/size]
    بدون شک این تابلو از گرانبهاترین آثار نقاشی دنیاست که اثر رامبراند نقاش هلندی(1606) میباشد و اکنون در هلند نگهداری میشود.
    رامبراند ناخوش احوال بود که سفارش تصویرگری 18 نفر از اعضای برجسته گارد محافظان شبانه شهر را دریافت کرد.سرکرده این پاسداران که فرانس بانینگ کک بود و در مرکز تصویر خودنمایی میکند این سفارش را برای پر کردن فضای عریض و طویل مرکز فرماندهی داد.هر یک از تفنگداران که مایل بودند تصویرشان را بکشند بنا بر وجهی که میپرداختند تصویرشان در تابلو دور یا نزدیک میشد.بانینگ در حالی در مرکز تابلو در حال توضیح دادن است که روتنبرگ پسر یکی از روسای کمپانی هند شرقی در حال گوش دادن به اوست.یان ویشر پرچم کشور خود را در دست داردو درست در پشت سر او در فضای بین او جوان کلاهخود به سر یک چشم رامبراند مشخص است. و او در حال نگاه کردن به پرچم کشورش است.رامبراند علاوه بر 18 نفر از 10 مرد دیگر در پس زمینه استفاده کرده است و یک نفر طبال که با نگاه خود میگوید صدای اورا فراموش نکنیم و سگی که شیفته او شده است.و 2 دختر و یک پسر کوچک که نشاندهنده رسمی است که از کودکان در کارناوال نظامیان استفاده میشد…اما نکته جالب نوری است که دخترک را در کانون توجه قرار داده و راز رامبراند به حساب میاید.شباهت این دختر با ساسکیا که همسر سابق رامبراند بود و تصویر او در تابلوی زیر میاید نشاندهنده این است که گویی رامبراند دوست داشته که از همسر خود دختری داشته باشد تا در میان این پاسداران به بازی بپردازد…



    اسامی شخصیت های حاضر در تابلو ... سمت چپ =>[size=medium]


    [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ]
    [align=LEFT]
    01. Captain Frans Banning Cocq
    02. Lieutenant Willem van Ruytenburch
    03. Musketeer
    04. Ensign bearer, Jan Visscher Cornelissen
    05. Sergeant Rombout Kemp
    06. Drummer
    07. Boy
    08. Girl in yellow dress with chicken
    09. Musketeer
    10. Musketeer
    11. Jacob Dircksen de Roy
    12. Musketeer
    13. Musketeer
    14. Musketeer
    15. Eldest Musketeer
    16. Jung Musketeer
    17. Musketeer
    18. Musketeer
    19. Musketeer
    20. Musketeer in conversation with Kemp (05)
    [/align]






    در هلند 2 هنرمند با ذوق به نامهای Aldert Mantje and Jan Maris تابلویی کشیده اند که نشاندهنده اتفاقی که مدتی بعد در تابلو میافتد به نام “نگهبانان شب,2 دقیقه بعد”

    همانطور که میبینید دخترک سر برگردانده و پسرک در تابلو خم شده و سگ از سوی دیگر در حال خروج است و اتفاقاتی که با کمی دقت مشخص میشود.


    [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ]


    در خاتمه بدنیست خاطره ای از دکترباستانی پاریزی در همین ارتباط که چاپ روزنامه اطلاعات است بیاورم:

    یادم آمد كه وقتي درموزه نقاشي آمستردام بودم تابلو معروف رامبراند با عنوان <نگهبانان شب> را به من نشان دادند و گفتندكه: درجنگ جهاني دوم، درحالي كه مردم هلند روزانه بيش از چند صد كالري حرارت جيره نان و شكر و سوخت نداشتند، دولت آمريكا حاضرشد اين تابلو را با پنج كشتي آذوقه مبادله كند؛ اما مردم هلند نپذيرفتند و به گرسنگي خفتند و به زبان حال گفتند:‌

    ‌ما يوسف خود نمي‌فروشيم‌

    تو سيم سياه خود نگهدار

    و حق هم با آنها بود؛ زيرا بعد از آنكه آبها از آسياها افتاد، صنعت توريسم هلند روزانه چندين ميليون دلار از بازديدكنندگان خارجي همين موزه به دست مي‌آورد.

    و اکنون این تابلو در موزه در عکس زیر مشخص است

    [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ][/size]

  6. #6
    کاربر ارزشمند
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    نوشته ها
    33,676
    تشکر
    0
    تشکر شده 2 بار در 2 ارسال

    Re: نقد آثار نقاشان در این تاپیک

    ممنون آرمان جان...تاپیکت عالیه...خسته نباشی...;):flw:

    تاپیک مهم شد.;)

  7. #7
    ثبت نام شده
    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    سن
    30
    نوشته ها
    2,841
    تشکر
    0
    تشکر شده 7 بار در 7 ارسال

    Re: نقد آثار نقاشان در این تاپیک

    [size=large]نقاشی مدرسه آتن (The school of Athens) اثر رافائل . [/size]

    [align=CENTER][فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ][/align]
    [size=medium]

    این نقاشی در کاخ واتیکان ٬ محل اقامت پاپ قرار دارد. شیوه نقاشی فرسک (Fresco) نامیده می شود که بدلیل شیوه خاص اجرای آن به بخشی از دیوار تبدیل شده و برای مدتها باقی می ماند. این نقاشی جزو مجموعه ای است که به آنها اتاقهای رافائل گفته می شود. مطلب زیر را به شرح کوتاهی از این نقاشی اختصاص می دهم


    در مرکز نقاشی افلاطون (سمت چپ) و ارسطو (سمت راست) قرار دارند. افلاطون با دست به بالا اشاره کرده است که کنایه ای است از تمایل او به امور فراتر از واقع و ایدئالها. در مقابل ارسطو با انگشت به پایین اشاره کرده است که نشان دهنده واقعگرایی او در فلسفه است. رافائل می خواهد شنان دهد که افلاطون بیش از همه به دنیای خیالی توجه داشته است و ارسطو به واقعیت و آنچه در اطراف او می گذرد. در دست افلاطون رساله تیمائوس قرار دارد. ارسطو کتاب اخلاق نیکوماخوسی را به دست گرفته است. چهره افلاطون به شکل داوینچی نقاشی شده است. در این نقاشی اصولا چهره شخصیتها به شکل شخصیتهای معاصر رافائل نقاشی شده است.


    [/size][فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ][size=medium]


    سمت چپ افلاطون سقراط با چند تن از دوستان خود در حال انجام مباحثاتی است که در تاریخ فلسفه به گفتگوهای سقراطی مشهور است. نکته جالب توجه اینجاست که در سمت چپ یکی از شاگردان سقراط اسکندر مقدونی است. توجه کنید که اسکندر در تاریخ غرب مظهر حاکم با فضیلت است و رافائل با این عمل می خواهد نشان دهد که اسکندر مظهر پادشاه فلسفه دان است. در تاریخ اندیشه غرب اسکندر از آنجایی اهمیت دارد که ایده حکومت جهانی را اولین بار مطرح کرده است. او معتقد بود که تمامی افراد بشر با یکدیگر برابر هستند و بنابراین باید تحت یک حکومت زندگی کنند. او تنها پادشاه یونانی است که مذهب تمامی اقوام امپراطوری خود را احترام می گذاشت و یونانیها را برتر از دیگران تصور نمی کرد. ارسطو در کتاب سیاست خود می نویسد "تقدیر بر این است که یونانیها بر دیگر مردمان حکومت کنند" . اما اسکندر ملکه خود را از میان غیر یونانیها انتخاب کرد و مشهور است که این اقدام او به اعتراض یکی از فرماندهان سپاه او منتهی شد که اسکندر او را در حالت مستی کشت.


    [/size][فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ]

    [size=medium]
    اقلیدس در تصویر دیده می شود. او را در حال حل یک مسئله ریاضی نشان داده اند. در تاریخ است که او کشف قانون رابطه اضلاع مثلث (a=b+c همه به توان دو) را با قربانی کردن یک گوسفند جشن گرفت.


    [/size][فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ]

    [size=medium]
    در تصویر پیامبر ایرانی زرتشت است که یک گوی آسمانی در دست گرفته است. در موج رنسانس زرتشت مظهر دانش کهن است که نشان دهنده دانش ارزشمند قدیمی است که عکس العملی در مقابل قرون وسطی بشمار می رود. برای همین هم نیچه کتاب مشهور خود "چنین گفت زرتشت" را از زبان زرتشت نوشته است. البته تعبیر دیگری هم وجود دارد. بعضی معتقدند مرد سفید پوش ابوعلی سینا است و نه زرتشت. البته در سمت چپ تابلو هم شخصیتی به چشم می خورد که از او با عنوان ابوعلی سینا یاد می کنند. توجه کنید که در سمت راست مردی که لباس سفید به تن دارد خود رافائل است

    [/size][فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ]


    [size=medium]در مرکز تصویر هم دیوژن قرار دارد که با بی خیالی روی پله ها نشسته است. دیوژن به مانند سگان زندگی می کرد. نقل است که او را از شهر بیرون کردند . شخصی از او پرسید که آیا مردمان او را از شهر بیرون کرده اند ؟ او پاسخ داد نه ! من آنها را در شهر تنها گذاشتم. داستان مشهور دیگر هم همان است که اسکندر از او می خواهد چیزی درخواست کند و او به سادگی از اسکندر درخواست می کند تا کنار برود تا آفتاب بتابد. نقل می کنند از تمام اموال دنیا تنها یک کاسه داشت که با آن آب می نوشید. لب چشمه بود که دید سگی با زبان خود آب می نوشد. کاسه را به دور انداخت و گفت "این هم لازم نیست".


    [/size][فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ]



    -------------------------------------------------

    عکس ها با کمک arman 2 بازگردانده شد!
    [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ]

  8. #8
    ثبت نام شده
    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    سن
    30
    نوشته ها
    2,841
    تشکر
    0
    تشکر شده 7 بار در 7 ارسال

    RE: نقد آثار نقاشان در این تاپیک

    [align=CENTER][فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ][/align] [align=RIGHT]شب پرستاره ([فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ] میلادی) اثر [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ] و طراح معروف [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ] (پست امپرسیونیسم) [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ]، [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ] ([فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ][فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ] میلادی) است که وی را در بالاترین درجه موفقیت هنریش قرار داد و تا مدت‌ها این اثر، نمادی برای فرهنگ هنری مدرن [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ] به شمار می‌آمد. ونگوگ این اثر را در بیمارستانی روانی در [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ] در جنوب [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ] که خود را وقف کمک به آنجا کرده بود، به سال [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ] میلادی کشید. این اثر هم‌اکنون در [فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ][فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ] نگهداری می‌شود. در شهر آسمان در شبی پوشیده شده با ابرهایی چرخ‌چرخان، ستارگانی فروزان و هلال درخشان ماه، پس‌زمینه رویاگونهٔ این اثر را تشکیل می‌دهند. اگرچه در توصیف عناصر اثر به وضوح اغراق شده‌است اما به سادگی می‌توان با آنها عجین شد. این آسمان چشم بیننده را روی تابلو در تعقیب خطوط خمیده‌اش به حرکت در می‌آورد و دیدی نقطه به نقطه با ستارگان به وجود می‌آورد. در پایین خط افق و در زیر تپه، شهر کوچکی قرار دارد که آرامش در ساختمان‌هایش موج می‌زند. رنگهای تیره خانه‌هایی با پنجره‌های روشن. برج بلند کلیسا در مرکز شهر روی ساختمانهایی کوچک‌تر، تلقینی از مقیاس زمینی به همراه حس ثبات و خداگرایی که معمولاً در کارهای دیگر ونگوگ نیز تکرار شده‌است می‌دهد.در سمت چپ اثر، ترکیبی بزرگ، تاریک و تاحدودی مبهم دیده می‌شود که مقیاس‌ها را به هم می‌ریزد و ذهن بیننده را درگیر ماهیت آن می‌کند. حدس‌ها از کوه تا بوته‌ای بزرگ و پر شاخ و برگ، متفاوت است و شناخت به بیننده واگذار شده‌است. الیوت(1965-1888) شاعر و فیلسوف انگلیسی برای این تابلوی زیبا اینچنین گفته: [/align] [align=LEFT] [/align] [align=LEFT]I said to my soul, be still, and wait without hope
    For hope would be hope for the wrong thing; wait without love
    For love would be love of the wrong thing; there is yet faith
    but the faith and the love and the hope are all in the waiting. [/align] Wait without thought, for you are not ready for thought:
    So the darkness shall be the light and the stillness, the dancing

    [align=RIGHT]ترجمه شعر بالا بدون شک در توان من نیست چون یک شعر ادبی است اما مفهوم کلی به این صورت است در حالی که با خودم صحبت میکردم میگفتم به خاطر امید امیدوار باش و برای بدیها بدون امید باش…به خاطر عشق عاشق باش و ایمان داشته باش و بدان که تاریکی خواهد رفت و به نور و رقص تبدیل خواهد شد[/align]

  9. #9
    کاربر ارزشمند
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    سن
    24
    نوشته ها
    6,393
    تشکر
    2
    تشکر شده 5 بار در 5 ارسال

    RE: نقد آثار نقاشان در این تاپیک

    [size=medium]توضیح و بررسی بارناساس یا «گردهمایی شعرا» اثر رافائل[/size]


    رافائل به عنوان هنرمندی که اعتقاد واقعی به دین مسیحیت داشت شناخته می شود و اکثر کارهای او زمینه مذهبی دارند. در این میان فرسک یا نقاشی دیواری «پارناساس» یکی از معدود کارهای اوست که زمینه مذهبی ندارد و یا کمتر دارد.[align=CENTER][فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ][/align][align=RIGHT]در تالار سیناترا در واتیکان رافائل چند نقاشی کشیده است که قبل از این « گردهمایی بحث» را با هم مرور کرده بودیم.
    در کنار این تابو تابلوی دیگری وجود دارد اینبار با عنوان «گرد همایی شعرا » که به جای اندیشمندان از شعرا به عنوان شخصیت های تابلو استفاده شده است.
    نقاش در اینجا هم از آپولو به عنوان فرد اصلی استفاده کرده است. در واقع کارکردهای زیاد آپولو به نقاش این اجازه را می دهد تا هماهنگی لازم را بین تابلوهای خود ایجاد کند.
    آپولو که به عنوان روح یونان باستان به شمار می رود در واقع الهام بخش الهه های موسیقی و هنر است و تاجی از برگ غار به سر دارد و یک آلت موسیقی می نوازد. یکی از تاثیر پذیری های مسیحیت از یونان همین تاجی است که بر سر آپولو دیده می شود.
    در مرحله اول به نظر می آید شناسایی افراد تابلو از اهمیت بیشتری برخوردار باشد که برای کمک به این موضوع از عکس زیر استفاده می کنیم.
    [/align]
    [align=CENTER][فقط کاربران عضو شده میتوانند لینک ها را مشاهده کنند... ][/align]نام تابلو برگرفته از نام کوهی است که آپولو در آن سکنی گزیده است. هومر شاعر بزرگ را در حالی می بینید (به صورت نابینا) که لباسی آبی که نشان دهنده سعادت اخروی است دیده می شود.در این میان شاعرانی که لباس قرمز رنگ دارند کسانی هستند که در دنیای مادی نیز موفق بودند مثل دانته آلیگری .اگر دقت کنید 3 نفر در حال نگاه کردن بیننده هستند که دو نفر از آنها شناخته شده و یکی ناشناس است.(شماره 11) که با توجه به عادت رافائل بعید نیست که پرتره خودش باشد.آبشار کوچکی از زیر پای آپولو روان است که نشان دهنده این است که احساسات شاعرانه از سمت خداوندان سرازیر می شود و حالت نشستن و ایستادن افراد ما را به یاد حالت نت های موسیقی و آهنگین بودن آنها و باطبع شاعران می اندازد.دخترانی که از شماره 2 تا 10 معرفی شده اند هنرمند نیستند بلکه دختران خداوندان هستند که هر کدام از آنها نماینده هنری خاص هستند و به آنها اصطلاحا موز یا Muse می گویند. مثلا اورانیا Urania الهه شعر و موسیقی و طالع بینی است . مثلا دخترک شماره 2 به نام کالیوپ هم نام آلتی موسیقی است که به دست گرفته است و هم دختر زئوس است و هم نماینده شعر حماسی است . ( به هر حال اینها دلیل خوبی واسه اینطور لباس پوشیدن نیست! )آنچیز که مسلم است نقاش ، هنرمندان را بر اساس منزلت خود به آپولو نزدیک یا دور کشیده است.اما در نهایت نکته جالب این تابلو: درختان در اینگونه آثار نماد دانش و حیات جاودانی هستند اما ریشه این نماد مخصوصا هنگامی که فردی با تاج در زیر آن نشسته باشد برگرفته از رسومات بودایی است . همچنین بیشه مقدس یک جنبه از پرستش درخت در میان یونانیان باستان بوده است و محلی برای غیب گویی به حساب می آمده است.افاضات اضافی:الک: نمادی برای شناسایی درست از نادرست و مومن از کافر. یکی از نمادهای بکارت است زیرا که در روم باستان 6 دوشیزه بودند که خود را وقف وستا (شبیه به اوستا) الهه اجاق رومیان کردند و متعهد بودند که همواره آتش را در مذبح او همواره روشن نگه دارند. پس از آن متهم به زنا شدند و برای ثابت کردن بی گناهی خود آب را با الک کشیدند!

  10. #10
    ثبت نام شده
    تاریخ عضویت
    Jun 2012
    نوشته ها
    470
    تشکر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 ارسال

    RE: نقد آثار نقاشان در این تاپیک

    [align=JUSTIFY]درباره ی نبوغ و شاهکارهای لئوناردو داوینچی دانستنی های بسیاری وجود دارد؛ می گویند می توانست در حالی که با یک دست نقاشی کند با دست دیگر بنویسد. اما نام داوینچی پیش از هر چیز لبخند جاودانه ی مونالیزا را در ذهن همه تداعی می کند. هیچ کس شک ندارد که در این لبخند مرموز رازی نهفته است. [/align][align=JUSTIFY] [/align][align=CENTER][/align]

    [size=small]مونالیزا که به لبخند ژوکوند نیز شهرت دارد، نام یکی از معروف‌ترین تابلوهای نقاشی لئوناردو داوینچی هنرمند مشهور ایتالیایی است که با رنگ روغن بر روی صفحه چوب سپیدار نقاشی شده است.[/size]
    [size=small]در مورد اینکه تابلوی مونالیزا از روی چهره‌ی چه کسی کشیده شده یا راز گشایی از رازهای درون این شاهکار هنری نظریات بسیار وجود دارد که هیچ کدام قطعی نیست. در نوشته‌های زیر به بعضی از آن‌ها اشاره شده است:[/size]
    [size=small]تابلوی نقاشی مونالیزا که به لبخند ژوکوند نیز شهرت دارد، شاهکار لئوناردو داوینچی هنرمند مشهور ایتالیایی است.[/size]
    [size=small]این اثر استثنایی در طول تاریخ چندین بار ربوده شده، و با اینکه ۵۰۰ سال از زمان خلقش می‌گذرد اما آسیب چندانی ندیده‌است.[/size]
    [size=small]تابلوی مشهور لبخند ژوکوند به دلیل لبخند بسیار مرموز مونالیزا و همچنین سبک نوین نقاشی لئوناردو داوینچی در آن زمان، به شهرت جهانی رسید.[/size]
    [size=small]گفته شده است که داوینچی سفارش نقاشی این اثر را بین سال‌های ۱۵۰۳ تا ۱۵۰۶ دریافت کرد، اما آن را به موقع تحویل نداد و چند بار آن را عوض کرد.[/size]
    [size=small]هم اینک اصل تابلو در موزه لودر در فرانسه نگهداری می‌شود.[/size]
    [size=small]ریشه تاریخی لبخند مرموز [/size]
    [size=small]آغاز کار داوینچی برای کشیدن تابلو زیبای مونالیزا این پرتره مملو از رمز و راز به سال 1503 باز می‌گردد. این تابلو با ابعاد در ابعاد 77*53 سانتیمتر از معروف‌ترین کارهای داوینچی می‌باشد. نسخه‌ای را که او تهیه کرد از آنچه امروز به یادگار مانده بزرگ‌تر بود چرا که در گذر زمان دو ستون از طرفی چپ و راست این تابلو بریده شده است. به همین دلیل به هیچ وجه مشخص نیست که مونالیزا در این تابلو نشسته است.[/size]
    [size=small]همچنین باید اشاره کرد که بسیاری از قسمت‌های این تابلو به مرور زمان خراب و یا دوباره نقاشی شده است. اما با این وجود شخصیت اصلی نقاشی همچنان محفوظ مانده است. به عنوان مثال زمینه پشت که فضایی مه آلود را نمایش می‌دهد - که به آن تکنیک اسفوماتو (sfumato) گفته می‌شود - کاملا" آشکار است و لبخند زیبا، جادویی و فریبنده او را برجسته‌تر می‌کند.............. [/size]
    [size=small][/size]

    تاریخ ایران را خوب یا بد نیاکان ما ساختند ، ما چگونه تاریخ را برای آینده گان می سازیم .
    انسانهای بزرگ هرگز نمی میرند چون با تفکراتشان نسل ها زندگی میکنند .

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •